بازی The Great War: Valiant Heart: ترکیب هنر و درام در قلب یکی از وقایع خونین تاریخ

09d9a84ecbcfa34bb4af99b9b20e56b8_XL

هنر، کلمه‌‌ای سه حرفی است ولی با قدرت روایت خود می‌تواند درهای قلب انسان را بگشاید و دل‌ها را بلرزاند. در این مقاله نگاهی داریم به عنوان Valiant Hearts: The Great War  که تلفیقی است از هنر، تاریخ و درام که می‌تواند بازی‌های پیشین و پرطمطراقی که به موضوع جنگ جهانی به بازار آمده‌اند را کنار بزند. با ما برای معرفی کوتاه و خواندن چند کلامی در باب نکات  هنرمندانه یوبی‌سافت همراه باشید.

Call Of Duty، Battlfield و Brothers In Arms و ده‌ها نام دیگر که اسمشان را تقریبا همگی گیمرها شنیده‌اند یا حداقل یکبار آن‌ها را تجربه کرده‌اند. عناوینی که لحظه به لحظه از فاجعه‌ای به نام جنگ‌جهانی دوم را به تصویر کشیده‌اند و آن را به دنیای بازی‌بازها کشانده‌اند. در واقع زشتی‌های جنگ جهانی مرگ‌بار دوم در آن به قدری گسترده بوده که جنگ جهانی اول در سایه‌ آن در تاریخ پنهان شده است و کمتر کسی از آن سراغی می‌گیرد یا حرفی می‌زند. اما فراموشی وقایعی همچون جنگ جهانی امکان پذیر نیست

مردم کشورهای جنگ زده خصوصا با تبعات جبران ناپذیر آن آشنا هستند، ولی هنوز هم هنر می‌تواند آن را به طیف بیشتری از جوان‌تر‌ها و آن‌هایی که دیرتر از راه رسیده‌اند، نشان دهد. این آشنایی خواه از زبان سینما باشد یا یک بازی ویدیویی یا یک رمان تامل برانگیز، در نهایت چهره‌ی خشونت که سبب پیدایش این جنگ‌ها شده‌اند، را به تصویر می‌کشد.

بازی Valiant Heart نیز در دسته بازی‌های مربوط به جنگ جهانی قرار می‌گیرد. عنوانی که البته با عناوین پرفروشی که پیش از این در این دسته بوده‌اند تفاوت دارد. تفاوت آن هم در زبانی است که آن را به تصویر می‌کشد و البته وقایعی که تعریف می‌کند! وقایع جنگ جهانی اول.

طراحی و اتمسفر کمیک و ضد جنگ

نقاشی‌های دو بعدی ساده و کمیک‌گونه که قهرمان‌ها و شخصیت‌هایش نه ابرقهرمان هستند نه یک سرباز کارکشته و آماده که سلاح به دست می‌گیرد و هر کس که بر سر راهش باشد را به رگبار می‌بندد. بر عکس، قهرمان‌‌های داستان یوبی‌سافت، شخصیت‌هایی ساده و معمولی ولی شیردل هستند که بدون هیچ قابلیت و توانایی خاص و به تنهایی برای نجات خانواده، انتقام و حتی اجبار به میدان‌های بی‌رحم نبرد کشانده شده‌اند. قهرمان‌هایی که نه سلاح در دست می‌گیرند و نه زره بر تن می‌کنند.

همانطور که گفتیم طراحی کاراکترهای بازی همگی به گونه‌ای کمیک گونه و حتی بانمک انجام شده است. مثلا امیلی کاراکتر سنگین، بدون اسلحه و حتی تجهیزات نظامی ویژه‌ای است که بخاطر سن بالایش حتی به سختی از یک مانع بالا می‌رود. این‌ طراحی‌ها مشخصا عمدی است و بیش از پیش می‌خواهد تضاد جنگجویان شجاع داستان را با اتمسفر جنگ به رخ بکشاند. رنگ‌های بازی کاملا سرد بوده و تلخی مرگ در سرتاسر محیط‌های بازی موج می‌زند. خلق دنیایی سرد و مرده نیز یکی دیگر از هنرنمایی‌هایی است که تولیدکنندگان خلاق بازی برای اعتراض به پلیدی و خشونت جنگ به کار برده‌اند.

داستان پنج قلب شجاع

داستان در قلب‌های شجاع، در پنج بخش اصلی و توسط پنج کاراکتر روایت می‌شود. بخش اول بیشتر مقدمه‌ای است برای آشنایی با کاراکترهای دوست‌داشتنی بازی. با ترور شاهزاده اتریش آتش اولین جنگ جهانی افروخته شد و کم کم پای قدرت‌های آن زمان همچون شوروی، فرانسه، آلمان و حتی کانادا به جنگ کشیده شد. امیلی، اولین شخصیتی است که با او آشنا می‌شوید. امیلی به همراه دختر، داماد آلمانی و نوه‌اش در مزرعه‌ای در فرانسه زندگی می‌کند. با کشیده شدن آتش جنگ به فرانسه و آلمان، دستور اخراج آلمان‌ها از کشور فرانسه صادر می‌شود و این شروعی است بر آتشی که مردم بی‌گناه را گرفته و شعله آن دامان اولین قهرمان داستان ما را نیز به آتش می‌کشاند! با صدور این دستور، داماد امیلی، کارل که آلمانی است از آغوش خانواده و فرزند خردسالش جدا می‌شود و به اجبار به آلمان و از آنجا به دنیای جنگ اعزام می‌شود.

در ادامه امیلی نیز که دیگر نمی‌تواند دست بر روی دست بگذارد، به دل آتش می‌زند و راهی میدان‌های نبرد می‌شود تا کارل را پیدا کرده و به خانه و کاشانه‌اش بازگرداند و از اینجا داستان  شروع می‌شود

امیلی در طول بازی‌ یکی از کاراکترهای ثابت محسوب می‌شود که تقریبا نیمی از بخش اول حول حوادثی که برای او جریان دارد، می‌گذرد. امیلی خصوصا با نامه‌های عاشقانه‌ای که برای دختر و نوه‌اش می‌نویسد، و حوادثی که حول شخصیت وی در بازی اتفاق می‌افتد، نقش بسزایی در کشیدن بار درام داستان دارد. قهرمانی که اسیر دست دشمن می‌شود، در زندان اسارت می‌کشد و گاهی با شجاعت وظایف خطیری را که به عنوان یک سرباز به وی محول می‌شود را به دوش می‌کشد. قهرمانی که سلاحش یک بیل یا قاشق آشپزی است و تجهیزات نظامی‌اش زیرپوش و چکمه!

شخصیت دومی که با وی ملاقات خواهیم کرد، سیاهپوستی آمریکایی با نام فردی است. فردی بیشتر از امیلی به یک جنگجو شباهت دارد. آنطور که خواهیم فهمید فردی می‌خواهد از جنگ انتقام بگیرد! انتقام خون زندگی‌ از هم پاشیده‌اش را و همین انگیزه سبب شده تا او هم داوطلبانه قدم به میدان نبرد بگذارد و جزئی از همان میلیون‌ها سرباز باشد. امیلی و فردی در همان ابتدای بازی یکدیگر را ملاقات می‌کنند و به صورت دلپذیری در مراحلی که بین این دو برقرار است می‌توانید از قابلیت‌های هر دو بهره‌مند شوید.

شخصیت بعدی سگی است که در میدان جنگ رها شده و امیلی مهربان ما در همان ابتدای بازی، وی را پیدا می‌کند و از او مراقبت می‌کند. نقش سگ در حل معماها و رد کردن مراحل بازی بسیار حیاتی است و غالب معماهای بازی با کمک سگ حل می‌شود. همچنین سگ را تقریبا در تمامی مراحل، صرف نظر از آنکه با کدام یک از قهرمانان در حال بازی کردن باشید مشاهده خواهید کرد.

شخصیت بعدی دختری بلژیکی، به نام آنا است که او هم انگیزه‌اش از حضور در میدان نبرد دو چیز است: کمک به هر کس و هر چیزی که زخمی از جنگ بر پیکره‌اش نهاده شده, صرف نظر از آنکه در جبهه دوست باشد یا دشمن و پیدا کردن پدر دانشمندش که توسط ژنرال بد طینت آلمانی ربوده شده تا اختراعاتش آلمان‌ها را به پیروزی برساند.

کاراکترهای فرعی نیز  هر چند اندک, ولی در بازی حضور دارند و حضور اندک آن‌ها خود باعث قوت بخشیدن به بخش درام بازی شده است. یکی از این شخصیت‌ها، همسر و فرزند کارل و نوه دختری امیلی هستند که با نامه‌ها و داستان‌های غم‌انگیزی که تعریف می‌کنند، نقش مهمی در جریان بازی ایفا می‌کنند.

میان پرده‌های بازی توسط راوی که در صدای دلنواز و خسته‌اش، نشان دیگری از اعتراض به چشم می‌خورد روایت می‌شود. میان پرده‌ها گاهی به بار دارم داستان کمک می‌کنند و گاهی وقایع تاریخی و ماجراهایی که برای قهرمان‌ها رخ می‌دهد را بیان می‌کنند. دیالوگ‌ به خصوصی توسط کاراکترها روایت نمی‌شود و اندک گفتگوی ‌آن‌ها نیز در ابرهای کوچکی که در آن‌ها نقاشی کشیده شده است روایت می‌شوند. همچنین در بازی پر است از آیتم‌های مخفی و ماجراهای حقیقی که با رسیدن به آن‌ها می‌توانید مستندات و تصاویر واقعی که داستان بازی از روی آن‌ها روایت می‌شود را در دنیای واقعی مشاهده کنید

شخصیت بعدی بازی و در واقع آخرین شخصیت بازی نیز، کارل یا همان داماد امیلی است. کارل آلمانی تبار است و در همان ابتدای بازی بعد از جدایی اجباری از فرزند تازه به دنیا آمده و همسر و خانواده‌اش، پایش به میدان‌های خونین نبرد کشیده می‌شود. شاید حساس‌ترین و احساسی‌ترین مراحل بازی را از دید کارل روایت کنیم. مراحلی که امیلی در جستجوی کارل برای نجات وی از جنگ و بازگرداندن وی به آغوش خانواده است از جمله این مراحل است.

بازی پر است از مراحلی که می‌تواند احساسات شما را به بازی بگیرد. کارل، قهرمان آلمانی دوست داشتنی برای بازگشت به آغوش خانواده‌اش، حاضر می‌شود هر خطری را به جان بخرد و خود را یکسره به دام مرگ بیندازد و تا آخرین نفس تلاش کند. امیلی برای بازگرداندن کارل تا جایی پیش می‌رود که حاضر است اسارت و شکنجه را به جان بخرد، چون برای قهرمان‌ها بدون وجود خانواده، چیزی باقی نمی‌ماند. آنا، تنها شخصیت مونث اصلی بازی نیز هر چه جثه ضعیفی دارد و در جنگیدن ناتوان است، ولی قلبی بزرگ دارد که با کمک آن از هیچ تلاشی برای بازگرداندن کارل و امیلی به خانواده‌ای که سردی جنگ و وحشت گرمای آن را با خود به یغما برده است، دریغ نمی‌کند. در این بین فردی نیز پا به پای شخصیت‌های دیگر پیش می‌آيد و هیچ گاه اجازه نمی‌دهد ترس و وحشت انگیزه‌های وی را تضعیف کنند.

نکته دوست‌داشتنی و وجه مشترک همه کاراکترهای بازی نهفته در مهربانی و رئوفت قلب آن‌هاست، برای آنا، امیلی، فردی و کارل تفاوتی بین یک سرباز زخمی رو به مرگ آلمانی، فرانسوی یا انگلیسی و هر جای دیگری نیست. همه در چشم قلب‌های آن‌ها یک انسان هستند و وظیفه انسانی کمک به همنوع در شرایط سخت را واجب می‌سازد.

گیم پلی

گیم پلی بازی بر پایه حل معماها و حرکت از بین سکوها و موانع استوار است. معماهایی که اغلب بسیار ساده‌ هستند و کمتر پیش می‌آید که شما را معطل کنند. معماهای بازی، اغلب با گشتن در اطراف برای پیدا کردن یک ابزار جدید و ترکیب آن ابزار با یک ابزار دیگر یا قرار دادن آن در یک محل مشخص حل می‌شود و خبری از معماهای عجیب و غریب نیست. همچنین در صورت نیاز نیز می‌توانید از راهنمایی کمک بگیرید و حتی در چند بار استفاده از راهنما کل مرحله را طی کنید.

در کل معماهای بازی به جز چند مورد، معمولا ساده هستند و نمی‌توان به آن‌ها ایرادی گرفت. مراحل بازی به گونه‌ای است که می‌تواند شما را برای ادامه دادن تا انتهای بازی مجاب کند. حتی اگر گاهی گیم پلی بازی اندکی باعث دلزدگی شوند، آنقدر اتفاقات و فراز و نشیب رخ می‌دهد تا شما ناچار شوید تا دوباره با اشتیاق برای دیدن ادامه داستان،‌ پای سیستم بنشینید.

موسیقی

نقطه عطف و یکی از عوامل بسیار تاثیر گذار در طی مراحل بازی و بار درامی که به گیمر منتقل می‌کند، در موسیقی گوش نواز آن نهفته است که بدون شک باید به موسیقیدان پشت پرده این بازی که مسئولیت این کار را بر عهده داشته آفرین گفت! موسیقی بازی درست از لحظه‌ای که برای اولین بار برای شروع بازی وارد صفحه منو می‌شوید شما را به قلب داستان، جایی که می‌خواهد زشتی و غم حاصل از جنگ را بیان کند، می‌کشاند. ریتم موسیقی کاملا با اتمسفر بازی هماهنگ است. در بخش‌ها و لحظات حساس و یا میان پرده‌ها، موسیقی مناسبی پخش می‌شود که شما را در قلب جریان‌های بازی رها می‌سازد. در مراحل ماشین سواری یا فرار نیز موسیقی ریتمیکی که در فیلم‌های دهه 20 تا 40 شنیده می‌شد، با فضای ریتمیک این گونه مراحل به خوبی هماهنگ می‌شود. در کل موسیقی بازی جز بهترین نقاط قوت آن محسوب می‌شود.

سخن پایانی

یوبی سافت در قلب‌های شجاع، جنگ را بهانه‌ای می‌کند برای نشان دادن شجاعت واقعی و برتری‌اش بر جاه‌طلبی انسان‌هایی قدرت طلب که جاه‌طلبی آن‌ها به قیمت خون هزاران انسان بی‌گناه تمام می‌شود. بی‌گناهانی که جوانی و آرامش آن‌ها خون‌بهای قدرت‌های آلوده به خون می‌شود. اتمسفر بازی و فضاهای مرده به همراه لحن و طراحی کمیک کاراکترها، به خوبی تضاد آن‌ها با محیطی که بدان دچار شده‌اند، به نمایش می‌گذارد. موسیقی بازی در حد و اندازه‌های دلاوران واقعی بازی و حرف‌های نهفته در قلب آن بزرگ و گوش‌نواز است و به خوبی با مراحل و ماجراهایی که برای کاراکترها رخ می‌دهد، هماهنگ می‌شود.

گیم پلی بازی نیز هر چند ممکن است گاهی تکراری شود، ولی در کل با عوض شدن کاراکترها و فراز و نشیب‌هایی که در سرنوشت کاراکترها رقم می‌خورد، دوباره جذابیت خود را به دست می‌آورد. همچنین روایت و میان‌پرده‌هایی که در بین بازی به نمایش در می‌آید به خوبی از پس انتقال داستان در مدت کوتاه و روایت وقایع تاریخی واقعی بر می‌آید و شما را در دنیای دلاوران واقعی رها می‌سازد.

Valian Heart, به خوبی دلاوران واقعی جنگ و معنای صحیح شجاعت را از دیدی دیگر، آن هم در قلب یکی از وقایع ناگوار تاریخ که آغشته به خون میلیون‌ها انسان بی‌گناه است، روایت می‌کند. نکته‌ای که باعث می‌شود، قهرمان‌های داستان قلب‌های شجاع بیشتر از پیش برای ببیننده و گیمر جذاب باشند، آن است که انگیزه هیچکدام از آن‌ها، کشتن دشمن یا تصرف و شرکت در نقشه‌های جاه‌طلبانه‌ای که‌ قدرتمندان و فرماندهان در سر می‌پروانند نیست. هر یک از آن‌ها انسان‌هایی بی‌آزار هستند که به نوعی تیزی سیاستمداران جنگ طلب، بر زندگی آن‌ها زخمی عمیق وارد ساخته است و آن‌ها را از دنیای آرامشان خارج کرده و اسیر دنیای بی‌‌رحم جنگ کرده است. دنیایی که دست همه آغشته به خون بچه و پیر و جوان است!  بر خلاف انتظارات، شخصیت‌های بازی انسان‌هایی شریف هستند که با اعمال خود نشان می‌دهند، شرافت و شجاعت در کشتن افراد بی‌گناه نیست، بلکه گاهی نجات جان یک انسان نیازمند، حتی اگر در جبهه مقابل قرار گرفته باشد و یا حفظ و صرافت از خانواده به مراتب ارزش بیشتری از پیروزی بر نبرد با دیگران دارد

 

mista

از سال 87 برنامه نویسی وب رو شروع کردم ، هنوز دوسش دارم و دنبالش می کنم،کار طراحی وب و میشه گفت : بیشتر فارسی کردن قالب ها و استفاده از css3 و jquery خیلی لذت می برم ،از سال 92 هم طبق پیشینه ای که به الکترونیک داشتم به صورت تخصصی تعمیرات الکترونیک (لپ تاپ ،کامپیوتر و بردهای تبلت) رو شروع کردم .در این مدت موفق شدم کتاب کاملترین مرجع تخصصی تعمیرات کامپیوترو لپ تاپ رو بنویسم.امیدوارم روزی برسه که هر جوونی دنبال علاقش بره و با علاقش زندگی کنه و برای پیشرفت کشورش تلاش کنه.

0 comments on “بازی The Great War: Valiant Heart: ترکیب هنر و درام در قلب یکی از وقایع خونین تاریخAdd yours →

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.